تبليغاتX
And I still wonder
ANATHEMA
electricity

Electricity

Seems like you never really knew me

اینگونه وانمود می کند که تو هیچ وقت مرا نشناختی

seems like you never understood me

  اینچنین به نظر می رسد که تو هیچ وقت مرا درک نکردی

seems like you never really knew how to feel

درست به این می ماند که تو هیچ وقت نیاموختی که چگونه احساس کنی

but electricity it drew you near to me

اما الکتریسیته تو را به نزدیک من می کشاند

what you needed was to be rid of me

و رها شدن از دست من آن چیزی بود که تو احتیاج داشتی

 

there were times you really made me smile

لحظاتی بود که تو واقعا لبخند را بر لبانم می نشاندی

and there were times you really made me cry

و ثانیه هایی بود که تو مرا به گریه می انداختی

and there were times I never really knew how to feel

و زمانی می رسید که نمی دانستم که چه احساسی دارم

 

but electricity it drew you near to me

اما جرقه برق تو را به نزدیکی من کشاند

what you needed was to be rid of me

و رها شدن از دست من آن چیزی بود که تو می خواستی

and the fear made you so unsure of me

و ترس اطمینانت را نسبت به من از تو گرفت

what you needed was to be rid of me

و رها شدن از دست من آن چیزی بود که تو احتیاج داشتی

 

but electricity it drew you near to me

و نیروی کهربایی تو را به من نزدیک ساخت

what you needed was to be rid of me

و رهایی یافتن از دست من آن چیزی بود که تو می خواستی

and the fear made you so unsure of me

و ترس تو را نسبت به من بی اعتماد ساخت

what you needed was to be rid of me

و خلاص شدن از دست من آن چیزی بود که تو به آن نیازمند بودی

 

استاد Danny cavanagh کبیر خالق آثار بزرگی مثل Angelica وCloser این شعر را در آلبومی آورده که نامش را بلای طبیعی۱ گذاشته و خودش می گوید که این بلای طبیعی می

 

تواند طلاق باشد.

برای این شعر که من از اسمش بسیار خوشم می آید عکسی متناسب تر از این عکس خود دنی ندیدم:

danny cavanagh

امیدوارم در حین گوش دادن به این آهنگ به این عکس نگاه کنید تا تاثیر بیشتری داشته باشد..

 

۱- Natural disaster

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 20:57  توسط moein | 


Ashes to Ash
Pitiless
بی رحم
Is it the emptiest of
All your broken hearted feelings?

آیا این پوچترین ِ  همه احساسات  قلب شکسته ات است؟
A serious misconception

یک تصور غلط اما جدی
To chose a path that led to ruin.
برای انتخاب راهی که به نابودی راهنمایی می کند.


I live for today

من برای امروز زندگی می کنم.
Can't get away from the burning inside.

و نمی توانم از آتش دورنم فرار کنم
Ashes to ash.

خاکستر روی خاکستر
Dust to dust.
گرد روی گرد


So quick to point the finger

سريع انگشت را به سوی خود نشانه می روی

When you're the source of your condition.

وقتی که تو منشا  حالات خود هستی
Why should I feel sympathy

چرا من باید  احساس همدردی کنم
When you only show me nothing?
وقتی که تو تنها به من هیچ را نشان می دهی


I live for today

من برای امروز زندگی می کنم
Can't get away from the burning inside.

و نمی توانم از آتش دورنم فرار کنم
Ashes to ash.

خاکستر روی خاکستر
Dust to dust.
گرد روی گرد


I could stare for a thousand years

من می توانستم هزار سال خیره بمانم.
Penetrate your deepest fears

در عمیق ترین ترسهایت رسوخ کنم.
Leave you cold with a faceless embrace

 تو در آغوشی ناشناس. سرد رها کنم
Then disappear without a trace!

سپس بدون رد پا ناپدید شوم

I live for today

من برای امروز زندگی می کنم.
Can't get away from the burning inside.

و نمی توانم از آتش دورنم فرار کنم
Ashes to ash.

خاکستر روی خاکستر
Dust to dust.
گرد روی گرد

burning inside

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 11:51  توسط moein | 

 

 شعر آهنگسازی و تنظیم این آهنگ متعلق به Duncan Patterson کبیر، خالق اثر بی بدیل و تابناک Lost controlهست. .

 

 

Destiny


I tried to murder the lonely

من تلاش کردم تا تنهایی را نابود کنم
Contemplate our mortality.
به فنا پذیر بودنمان اندیشیدم


Into infinity

در بی نهایت
Frozen memory
خاطره  یخ زده.

.

.
Wipe the tears from yesterday

اشکها را از دیروز پاک کن
A time for change, take the pain away
زمانی برای تغییر، درد را دور بینداز


Angel, my destiny

فرشته  سرنوشت من
Can you feel me

آیا مرا احساس می کنی؟

angel my destiny

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:34  توسط moein | 

ANGLES WALK AMONG US

(only you can heal inside, heal inside

فقط تویی که می توانی درونت را التیام بخشی
only you can heal your life,heal your life

فقط تویی که می توانی زندگیت را بهبود بخشی)

It must have been an angel

حتما یک فرشته بوده
who counted out the time

که زمان را به حساب نیاورد 
yes it must have been an angel

بله او حتما یک فرشته بوده
who raised a knowing smile

که لبخندی آشنا بر لبش  آشکار شد
and I just couldn't reach you

و من نمی توانستم به تو برسم 
no matter how I tried

مهم نیست که چقدر تلاش کردم
no I just couldn't reach you

نه.من واقعا نمی توانستم به تو برسم
so instead I ran to hide

پس در عوض دویدم تا پنهان شوم

(only you can heal inside,heal inside

 فقط تویی که می توانی درونت را التیام بخش
only you can heal your life,heal your life

,فقط تویی که می توانی زندگیت را بهبود بخشی
mother can you hear me

مادرصدایم را می شنوی؟
can you tell me, are you there

می توانی به من بگویی که آنجایی؟
father can you help me

پدر.می توانی کمکم کنی؟
cos i know that you care

چون می دانم که تو مراقبم هستی
and i don't have to fight it anymore

و من دیگرنباید با آن  مبارزه کنم
for all those years I was dreaming

برای تمام آن سالها که در رویا بودم
and i don't have to worry anymore

و من دیگر نباید تگران باشم
cos I found my belief in

چون من باورم را یافتم در....
mother can you hear me

مادرصدایم را می شنوی؟
can you tell me, are you there

می توانی به من بگویی که آنجایی؟
father can you help me

پدر می توانی کمکم کنی؟
cos i know that you care

چون می دانم که تو مراقبم هستی
(only you can heal inside,heal inside

 فقط تویی که می توانی درونت را التیام بخش
only you can heal your life,heal your life

,فقط تویی که می توانی زندگیت را بهبود بخشی

angel

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 14:57  توسط moein | 

Forgotten Hopes
آرزوهاي فراموش شده

Hey you rotting in your alcoholic empty shell
هي تو، که درپوسته پوچ  الكلي  خود می پوسی

Banging on the walls of your intoxicated mind

ديوارهاي ذهن مست تو منفجر میشوند
Do you ever wonder why you were left alone

تا بحال فكر كردي كه چرا تنها رها شدي؟
As your heart grew colder and finally turned to stone
و قلب تو سرد و در پايان به سنگ  تبدیل شد

Did I punish you for dreaming

آيا من تو را براي رویاهایت نكوهش كردم؟
Did I break your heart and leave you crying

آيا قلبت را شكستم و تو را گریان رها ساخته ام؟
Do you ever dream of escaping

آيا تابحال خيال فرار داشته اي؟
Don't you ever dream of escaping

آيا تا بحال خيال فرار نداشته اي؟

Pathetic oblivion

فراموشي حسرت بار
Forgotten hopes buried in your soul's lonely grave

آرزوهاي فراموش شده در گور تنها ی روح تو به خاك سپرده شدند
Pathetic oblivion

فراموشي حسرت بار
Remember how you were before you locked your heart away
به یاد بیاورکه تو چگونه بودی قبل از اینکه قلبت را قفل و محبوس  کنی

Did I punish you for dreaming

آيا من تو را برا ی رویاهایت نكوهش كردم؟
Did I break your heart and leave you crying

آيا قلبت را شكستم و تو را گریان رها ساخته ام؟
Do you ever dream of escaping...

آيا تابحال خيال فرار داشته اي؟
Don't you ever dream of escaping

آيا تا بحال خيال فرار نداشته اي؟

forgotten hopes

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 23:6  توسط moein |