![]() |
![]() |
|
| ANATHEMA |
|
Empty رگ هاي خالي در زير آفتاب، گرد و غبار را پاك مي كنند از روي چهره ام در يك صبح يكشنبه نفرين شده ديگر دوباره فرو ريختن... رگ و سياهرگها و بطري خالي دوباره براي باريدن درد آرزو مي کند شسته شدن خون از چهره ام بوسيله تپيدن نبض من شانه خالی کردم از زیر میلیون ها... will whisper im killing myself again اگر زمزمه اي شود من خودم را بار دگر می كشم شايد من زودتر مي ميرم اما هيچ چيز هيچ گاه پايان نمي يابد من به ياد مي آورم شبي را از گذشته ام زماني كه من از پشت چاقو خوردم و همه اين من از تو بيزارم، من تو را محكوم مي كنم براي اين درد كه هيچگاه تمام نمي شود ، تو رفتي بدون حتي يك خراش و حالا تو درون راه خوشبختی قدم مي گذاري من بايد بخندم اما تو بهتر است كه نگاه كني به پشت سرت اين مخالفت حسرت بار من آنها باعث رنج های من هستند، من برخواهم گشت در مورد اين ناراحتي براي آنها من يك راه حل دارم اما براي كشتن دوباره خود موقعيت تغيير پذير نيست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 9:17 توسط moein |
|
|
صفحه اول آدرس ایمیل آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ترجمه اشعار تاریک آنادما
|
| نوشته های قبلی |
|
تیر 1387 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| پیوندها |
|
سایت رسمی آنادما سایت طرفداران آنادما بلک متال سایت دانلود موسیقی متال اشعار تاریک |
|
RSS
|