تبليغاتX
And I still wonder - خالی
ANATHEMA

 

 empty vessel

Empty
خالي

Empty vessel under the sun wipe the dust

رگ هاي خالي در زير آفتاب، گرد و غبار را پاك مي كنند
from my face another morning black Sunday

از روي چهره ام در يك صبح يكشنبه نفرين شده ديگر
coming down again

دوباره فرو ريختن...
empty vessel empty veins empty bottle wish for rain that pain again

 رگ و سياهرگها و بطري خالي دوباره براي باريدن درد آرزو مي کند
wash the blood off my face the pulse from my brain

شسته شدن خون از چهره ام بوسيله تپيدن نبض
and i feel that pain again
 من  دوباره اين درد را حس مي كنم
im looking over my shoulder cause millions

من شانه خالی کردم از زیر میلیون ها...

will whisper im killing myself again

اگر زمزمه اي شود من خودم را بار دگر می كشم
maybe im dying faster but nothing ever lasts

شايد من زودتر مي ميرم اما هيچ چيز هيچ گاه پايان نمي يابد
I remember a night from my past when i was

من به ياد مي آورم شبي را از گذشته ام زماني كه من
stabbed in the back and its all coming

از پشت چاقو خوردم و همه اين
back and i feel that pain again
در خاطرم زنده مي شوند  و من دوباره احساس درد مي كنم
i abhor you i condemn you cause this pain

من از تو بيزارم، من تو را محكوم مي كنم براي اين درد
will never end you got away without a

كه هيچگاه تمام نمي شود ،  تو رفتي بدون
scratch and now youre walking on a lucky path

حتي يك خراش و حالا تو درون راه خوشبختی قدم مي گذاري
i have to laugh but youd better watch your back

من بايد بخندم اما تو بهتر است كه نگاه كني به پشت سرت


this pathetic opposition

اين مخالفت حسرت بار من
theyre the cause of my condition will be coming back

آنها باعث رنج های من هستند، من برخواهم گشت
for them ive a solution for this sad

در مورد اين ناراحتي براي آنها من يك راه حل دارم
situation nothing left but to kill myself again

اما براي كشتن دوباره خود موقعيت تغيير پذير نيست
because im so empty
زيرا من بسيار تهي هستم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 9:17  توسط moein |