تبليغاتX
And I still wonder - panic
ANATHEMA

panic

 

panic
وحشتزدگى

 

You know you ain`t going nowhere
تو می دانی که به هیچ کجا نمی روی

you`re stuck inside while the mind is flying
تو در درونت به دام افتادی در حالی که ذهنت پرواز می کند

 you said you`d help me in the morning
تو گفتی که صبحدم به من کمک کردی

 twisting on pins into my eyes
با چرخاندن میخها در چشمانم

and we driving on the ceiling below you
در حالی که ما روی سقفی در ارتفاع پست تری از تو پرواز می کنیم

 facin` up the walls with your crocked hands
با دستان سفالینت به دیوارها برخورد میکنیم

 while you`re miles away...
در حالی که تو  مایل ها دورتری...

I don`t think at all end up like this
من گمان نمی کنم این گونه پایان پذیرد

there`s spiders on the wall and they stink of piss
عنکبوت هایی با تعفن فضولاتشان روی دیوارند

dead heads lying in the corner
سر های مرده در گوشه ای دراز کشیده اند

 staring at me making me feel bad
در حالی که به من خیره نگاه می کنند که حالم را خراب می کند

 I put my hands up to my eyes
دستهایم را روی چشم هایم می گذارم

 but the holes in my palms let me find a way
اما رخنه های کف دستم به من راهی را نشان می دهد

 to corner you...
تا کنار تو ...

I can`t feel my chest because it ain`t much
سینه ام را حس نمی کنم زیرا مقداری نیست

sucking through my skin into my brain
از پوستم تا درون مغزم

oxygen pushing on the window
اکسیژن پنجره را می فشارد

cracks in the glass let it slip away
شکستگی های شیشه آن را به بیرون می لغزاند

I start to cry and I keep on laughing
شروع به گریه می کنم در حالی که می خندم

I close my eyes at what`s left inside
چشمانم را به روی هر آنچه باقی مانده میبندم

and then I`ll ran away...
سپس می گریزم...


For all the time this land
برای مدتها این سرزمین

 for all the time in my hand
برای مدتها در  دستان من

circle around in depth
در عمق می گردند

found calmness fall once again...
و ویرانی آرامش را یکبار دیگر حس می کنند

Razor blades floating in the warm bath
تیغها  در حمامی گرم شناور است

air bubbles in your veins turning my hands black
حباب های هوا در رگهای  تو دستا نم را سیاه می کند

 whispers coming from the next room
نجوایی از اتاق مجاور می آید

window cleaner keep on spying
شیشه شور ها به جاسوسی ادامه می دهند

 I put my hands up to my eyes
دستهایم را روی چشم هایم می گذارم

 but the holes in my palms let me find a way
اما رخنه های کف دستم به من راهی را نشان می دهد

 to corner you...
تا کنار تو ...

 

Twelve ton hammer for my breakfast

 12 تن چکش  برای صبحانه ام

 slipping of the edge in catatonic blood
از لبه به درون خون جنون آور می لغزد

multiple decibel inscriptions
ثبت صداهای چند گانه

trying all they can in miles an hour
هر آنچه میتوانند در یک مایل و یک ساعت تلاش می کنند

all face grey and looming downwards
همه چهره ها خاکستری و سر به زیر است

sniffing all the time for a ounce of silence
برای یک انس سکوت. دائم استنشاق می کنند

screaming all the way...
تمام راه را فریاد می زنند...
Numbers counting down inside me
اعداد در درون من لحظات پایانی را می شمارند

 solar system thoughts circle round my head
افکار چون منظومه شمسی به دور سرم می گردد

 false teeth hanging from the ceiling
دندان های مصنوعی از سقف آویزان می شوند

 feet looking of the goms of the 2nd son
پاها ساده لوحی پسر دوم را می نگرد

 I eat my hands `cos my legs are crying
دستانم را میخورم زیرا که پاهایم گریان است

you broke my neck `cause I snapped my spine
گردنم را شکستی چون من ستون فقراتم را شکستم

I wish you would die away...
آرزو می کردم نیست و نابود شوی ...

For all the time this land
برای مدتها این سرزمین

 for all the time in my hand
برای مدتها دستان من

circle around in depth
در عمق می گردند

found calmness fall once again...
و ویرانی آرامش را یکبار دیگر می یابد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 9:20  توسط moein |